من میگفتم درس 123امتحان داریم بقیه میگفتن نع 3و4امتحانه خلاصه خوندیم ولی دبیرمون نیومد امتحان ندادیم ولی دبیر هنرمون اومد بچه ها نمد گرفته بودن میخواستن کیف پول درست کنن پسرا سرگرم نقاشی بودن دختراهم سرگرم کیف پول درست کردن با دبیرمون منم داشتم از روی غلط هام 20بار مینوشتم
بعد ساعت اخرهم بیکار بودیم رفتیم والیبال بازی کردیم خیلی خوب بود . اومدم خونه ناهارمو خوردم ظرفارو جمع کردم و رفتم خوابیدم تا ساعت 4 بعد بیدار شدم بقیه کارامو انجام دادم تا الان ک اومدم خاطره روزانمو نوشتم خاطره روزانه...ما را در سایت خاطره روزانه دنبال میکنید
برچسب: نویسنده: بازدید: 56